عبد الرزاق اللاهيجي
241
گوهر مراد ( فارسى )
فصل دوّم از باب دوّم از مقاله دوّم در عينيت صفات واجب تعالى بدان كه مذهب جميع حكما و معتزلهء از متكلّمين و اماميّه بأجمعهم ، و ثابت و محقق در كلمات « 1 » و احاديث امير المؤمنين و ساير ائمه معصومين - صلوات اللّه و سلامه عليه و عليهم اجمعين - آن است كه در واجب تعالى صفت مقابل ذات ، يعنى عرضى و معنى كه قائم باشد به ذات واجب تعالى و ذات واجب تعالى موضوع و محلّ آن باشد ؛ متحقق « 2 » نيست ، بلكه صفات واجب تعالى عين ذات اوست چنان كه وجود ، عين ذات اوست به اين معنى كه كارى كه در غير واجب تعالى از ذات غير به اعتبار قيام صفت به آن ذات ، ناشى شود ، در واجب تعالى از ذات مجرّد ، بىقيام صفتى به او ناشى شود . مثلا انكشاف و تميّز اشياء از ذات زيد به اعتبار قائم بودن صفت علم به او حاصل شود و تا صفت علم قائم به ذات زيد نشود انكشاف و تميّز از او نيايد ؛ به خلاف واجب تعالى كه انكشاف و تميّز ، اشيا از ذات بذاتها آيد و در انكشاف و تميّز محتاج نيست كه صفت علم قائم به ذات او باشد ، و همچنين در ساير صفات . پس لفظ علم در واجب عبارت باشد از ذات واجب به اعتبار ترتّب اثر صفت علم بر او . و لفظ عالم در لغت عبارت است از ذاتى كه ثابت باشد مفهوم علم براى
--> ( 1 ) الف : « در كلمات » ندارد . ( 2 ) ب : محقّق .